چرا تاریخ ایران، بهترین مواد اولیهی یک تریلر است
ایران، سرزمینی است که هر لایهاش، رازی را در خود جای داده است. از ساسانیان تا قاجار، از مزدک تا ملکم خان — هر دوره، داستانی ناتمام است که منتظر پردهبرداری است.
علی رضائی. نویسندهی رمانهای «میراث سکوت» و «آن سوی خاموشی». یک مهندس و بانکدار ساده اما در عمق، نگهبان داستانهایی که تاریخ در سکوت فرو برده است.
هر رمان، دریچهای به دنیایی پنهان.
آرش، جوانی سیوپنج ساله، بیشتر عمر خود را در لندن و با هویتی مخفی سپری کرده است. ناگهان خود را در مرکز ماجرایی میبیند که گروههای مخفی مختلفی به دنبال سر در آوردن از آن هستند. سفری پرماجرا از لندن به سوی تهران، از مسیر استانبول — نه تنها سفری جغرافیایی، بلکه سفری تاریخی و روحانی. در این مسیر، لایه به لایه از رازی باستانی برایش گشوده میشود: از دوران ساسانیان و مزدک پیامبر، تا زکریای رازی، و در نهایت ملکم خان ناظمالدوله در دوران قاجار.
مرد میانسالی در ایرانِ پیش از انقلاب، زندگی آرام و شادی را در کنار همسر و دخترش سپری میکند. اما ناگهان، در طوفانی از اتفاقات، همسر و دخترش را از دست میدهد. حالا، در ابتدای انقلاب اسلامی، او تنها مانده است. اما تسلیم نمیشود. در مسیری پر پیچوخم، به دنبال ردی از آن دو میگردد — و به دنبال کسانی که این بلا را بر سر زندگیاش آوردند.
علی رضائی در سال ۱۳۶۸ در شاهرود زاده شد. کودکی و نوجوانیاش در شهری گذشت که خود، لایههایی از تاریخ را در دل خود جای داده است — شهری در مسیر جادهی ابریشم.
از سال ۱۳۸۷، راهی دانشگاه شهید باهنر کرمان شد و در رشتهی مهندسی صنایع به تحصیل پرداخت. اما در همان سالهای دانشجویی، عشق به ادبیات و داستان در جانش ریشه دواند. متنهای زیادی نوشت — و نخستین تلاشهایش برای نوشتن رمان. یکی از این تلاشها، داستانی ناتمام بود که سالها بعد، به رمان دوم او، «آن سوی خاموشی»، تبدیل میشد.
در سال ۱۳۹۲، برای ادامهی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت کسبوکار به دانشگاه پیام نور رفت. سال بعد، در ۱۳۹۳، استخدام بانک شد و تا اکنون در بانک مشغول به فعالیت است.
اما در پسِ این زندگی رسمی، زندگی دیگری در جریان بود — زندگیای که با مطالعهی تاریخ ایران، تاریخ ادیان، و آثار نویسندگانی چون دن براون و جی.کی. رولینگ شکل گرفته بود. خواندن چندبارهی داستانهای این نویسندگان در دوران نوجوانی، شاکلهی ذهنی نویسندگی او را ساخت.
از نوجوانی، علاقهی فراوانی به مطالعهی آثار تاریخی، بهویژه تاریخ ادیان، داشت. بیشتر وقت خود را صرف مطالعه در خصوص تاریخ ایران و دیگر نقاط جهان میکرد — از ساسانیان و مزدک تا دوران قاجار.
در نهایت، در سال ۱۴۰۳، این علاقهی مشترک به نویسندگی و تاریخ ایران و ادیان، جرقهی نوشتن رمانی را زد که عصارهای از تاریخ ایران در چند برهه بود. این رمان، «میراث سکوت» نام گرفت.
در سال ۱۴۰۵، نوشتن و چاپ این رمان به انتها رسید. همزمان، کار بر روی رمان دوم، «آن سوی خاموشی»، آغاز گشت — بازگشتی به داستانی ناتمام از دوران دانشجویی.
علی رضائی اکنون در دو دنیا زندگی میکند. در روز، در دنیای اعداد و ارقام بانک کار میکند. در شب، در دنیای داستانها، نامههای هرگز ارسال نشده، و رازهایی که قرنها در سکوت ماندهاند.
«من از تاریخ مینویسم — اما نه آن تاریخی که در کتابهای درسی آمده است. من از لایههای پنهان تاریخ مینویسم: از نامههایی که هرگز ارسال نشدند، از رازهایی که در سکوت خاک خوردند، از شخصیتهایی که در حاشیهی تاریخ زندگی کردند و رفتند. برای من، نویسندگی نوعی باستانشناسی است. هر رمان، ویرانهای است که باید بازسازی شود — سنگ به سنگ، واژه به واژه.»— علی رضائی
مجموعهای از نقشهها، دستنوشتهها، شجرهنامهها و اشیایی که در دل رمانها پنهان شدهاند.
تأملاتی دربارهی تاریخ، نوشتن، پژوهش و کتابهایی که مسیرم را ساختند.
ایران، سرزمینی است که هر لایهاش، رازی را در خود جای داده است. از ساسانیان تا قاجار، از مزدک تا ملکم خان — هر دوره، داستانی ناتمام است که منتظر پردهبرداری است.
وقتی میگویم مهندس صنایعم، خیلیها تعجب میکنند. اما برای من، این دو دنیا چندان دور از هم نیستند؛ هر دو دربارهٔ یافتن الگوها و نظم در پیچیدگیاند.
مزدک، پیامبری بود در دوران ساسانی که ایدهای ساده اما انقلابی داشت: برابری. او میگفت ثروت باید تقسیم شود و عدالت باید به شکل تازهای معنا پیدا کند.
در نوجوانی، «داوینچی کد» را برای نخستین بار خواندم. آن کتاب، چیزی را در من بیدار کرد: لذت کشف، کنش و معمایی که خواننده را همراه خود میکشاند.
وقتی تصمیم گرفتم شخصیت اصلی «میراث سکوت» را از لندن به تهران بفرستم، میدانستم که این فقط یک سفر جغرافیایی نیست. این سفر باید لایههایی از هویت و گذشته را کنار هم میچید.
سهگانهی پدرخوانده، برای من فقط یک فیلم نیست — یک درسنامهی روایت است. کاپوئولا نشان داد چگونه قدرت، خانواده و وفاداری میتوانند همزمان هم سوخت یک داستان و هم موتور آن باشند.
تهران، شهری است که در آن هر کوچه، یک راز را در خود جای داده است. این شهر برای من نه تنها محلی جغرافیایی، بلکه موجودی زنده با خاطرات و بازیهای پنهان است.
خیلیها میپرسند: چطور میتوانی در بانک کار کنی و رمان بنویسی؟ جواب ساده است: شبها. وقتی بانک تعطیل میشود، دنیای دیگری آغاز میشود — دنیای داستانها و رازهایی که قرنها در سکوت ماندهاند.
از نوجوانی، علاقهی فراوانی به تاریخ ادیان داشتم. هرچه بیشتر مطالعه میکردم، بیشتر میفهمیدم که ادیان پر از رازها، نمادها و داستانهای ناتماماند.
«آن سوی خاموشی» در واقع تکمیل داستان ناتمامی است که در سال دوم دانشگاه شروع کردم. این داستان، بخشی از من بود که همیشه منتظر فرصت دوباره برای روایت شدن بود.
ژانری که در ایران کمتر به آن پرداخته شده، اما پتانسیل بینظیری برای روایت داستانهای تاریخی و معمایی دارد.
تریلر (Thriller) یا «هیجانانگیز»، ژانری است که بر پایهی تنش، تعلیق، و هیجان بنا شده است. خواننده را در حالتی از انتظار و اضطراب نگه میدارد.
ویژگیهای اصلی تریلر:
تریلر تاریخی، زیرژانری از تریلر است که در بستر یک دورهی تاریخی خاص روایت میشود.
نمونههای معروف: «داوینچی کد» دن براون، «نام گل سرخ» اومبرتو اکو، «پدرخوانده» ماریو پوزو.
ایران یکی از غنیترین تاریخهای جهان را دارد، اما تریلر تاریخی در ادبیات ایران کمتر دیده شده. دلایل:
اما تاریخ ایران پر از رازها و شخصیتهای پیچیدهای است که منتظر روایتاند.
از نوجوانی عاشق تاریخ ایران و تاریخ ادیان بودم. همزمان داستانهای دن براون و جی.کی. رولینگ را میخواندم.
وقتی دربارهی ساسانیان، مزدک، زکریای رازی، و ملکم خان پژوهش کردم، فهمیدم هر کدام یک تریلر کاملاند:
این داستانها منتظر روایت بودند. من تصمیم گرفتم آنها را در قالب تریلر تاریخی روایت کنم — نه بهعنوان درس تاریخ، بلکه بهعنوان ماجراجویی.
رمانهای من تلاشهایی برای پر کردن این خلاء در ادبیات ایراناند:
هدفم این است که تاریخ را به یک ماجراجویی تبدیل کنم — نه درس.
اگر پیامی دارید که باید به نسخهٔ بعدی داستان اضافه شود، اینجا بنویسید.
نامههای شما مثل برگهای یک دفترچهی پنهان است؛ هر پیام ممکن است الهامبخش فصل جدیدی از رمان آینده باشد.